A Plan to Divide and Desolate Theology

A Plan to Divide and Desolate Theology
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

معاون رئيس سابق سازمان سيا و مسئول بخش شيعه شناسى آن سازمان ، مايكل برانت ،كتابى دارد به نام
A Plan to Divide and Desolate Theology
نقشه اى براى براندازى تئولوژى وبخصوص فرهنگ انقلابى شيعه
ميگويد ما تحقيقاتى در سازمان سيا كرديم در باره انقلاب ايران كه بر اساس مفاهيم عاشورايى بپا شد و كمر ما را شكست و ريشه ما را در منطقه سوزاند و هنوز دارد گسترش پيدا ميكند، كل منطقه خاورميانه دارد كنترل اش از دست ما خارج ميشود و به تبع آن كنترل جهان و منشأ آن جهان اسلام است و منشاء اين فتنه در جهان اسلام، شيعه است و منشاء اين آتش در درون شيعه عاشوراست، ميگويد ما در سازمان سيا سالها كار تحقيقى كرديم و پايان نامه هاى بسيارى را بررسى كرديم در باره مسأله عاشورا و نقش اش در تفكر و نحوه عملكرد تاريخى شيعه

ميگويد ما بعد از انقلاب ايران فهميديم كه اين امواج همه اوضاع را بهم ميريزد و بايد يك فكرى براى هسته مركزى اين انقلاب، يعنى عاشورا كرد و اشاره ميكند به دو نقطه در فرهنگ شيعه كه يكى انسجام حاصل از قدرت و نفوذ مرجعيت و رهبرى دينى بين شيعه است كه راه حل مقابله با آن ايجاد اختلاف و درگيرى بين شيعه با شيعه و بعد شيعه با سنى است كه اينها دشمن اصلى همديگر بشوند و درگيرى بين اسلام و كفر ،تبديل بشود به درگيرى اسلام و اسلام و حتى شيعه و شيعه و نقطه مهم ديگر ، مساله عاشورا بود كه مد نظر كارشناسان ما قرار گرفت و براى برخورد با آن، بايد از شيعيانى كه عقائد سست دارند و پول پرست هستند استفاده كرد و منطق نظرى و صلابت در عمل كه دو ويژگى بارز شيعه هست را از عاشورا گرفت و اشاره ميكند به هيئت هاى مذهبى، به فرهنگ عزادارى و مداحى، براى خراب كردن و بدجلوه دادن و فاصله دادن آن از روح عقلانيت و عدالت خواهى و تبديل كردنش به خرافات

البته اين نفوذ در هيئت هاى مذهبى از قبل از كودتاى بيست و هشتم مرداد هم در برنامه سازمان سيا بود و در اسناد لانه جاسوسى هم به آن اشاره شده است كه ما بايد در هيئت هاى مذهبى نفوذ كنيم و روح انقلابى عاشورايى را تبديل كنيم به يك حركت معكوس عليه فرهنگ دين
نفوذ در فرهنگ مداحى و روضه خوانى و عزادارى و خراب كردن آن به جايى رسيده كه چند وقت پيش هيئتى راه افتاده بود كه جوانهاى دانشگاهى هم داخلشان بودند، چهاردست و پا در خيابان راه ميرفتند و عوعو ميكردند و ميگفتند ما سگ اباعبدالله هستيم!!!

“عاشورا سرمشق الهيات رهايى بخش(١)” سال٨٦

استاد رحیم پور ازغدی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *