چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است؟

چرا قرآن به زبان عربي نازل شده است؟
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است؟

خداوند رحمان می خواست که بندگانش از خیر و سعادت محروم نباشند، به همین علت اراده فرمود تا آنها را با آموزه ها و تعالیم راهگشایش به سعادت مطلوبشان هدایت کند.
برای این لازم بود تا بین دو عالم کاملا متفاوت یعنی عالم ملکوت که جایگاه حقائق بدون لفظ است و عالم ملک یا همان ناسوت که جایگاه ماده و محسوسات است ارتباط برقرار شود. 
پس چاره ای جز این نبود که این حقایق به لفظ تبدیل گردد تا برای همگان قابل فهم گردد. به همین منظور قرآن کتاب هدایت بشر به عربی نازل شد.
اما حقیقتا این سوال باقی است که چرا به زبان عربی نازل شده است؟؟

اینکه اسلام جهانی است به این معنی است که حقایق و معارفی که انسان را به آنها دعوت نموده است جهانی است.از آنجا که ما یک زبان مشترک بین تمام انسانها نداریم باید این مفاهیم در لباس یکی از زبانهای زنده نازل می شد و اگر قرآن به هر زبان دیگری غیر از عربی نازل می شد باز هم جای این سوال وجود داشت که چرا به آن زبان نازل شده است. 
درست است که اسلام داعیه جهانی بودن دارد اما این به این معنی نیست که در همان ابتدای امر اسلام، خود را به تمام دنیا عرضه می کند. بلکه رسالت پیامبر در چند مرحله انجام شده است. ابتدا خانواده و سپس اقوام و بعد اهالی مکه و شبه جزیره عربستان و بعد از طی شدن این مراحل پیامبر اقدام به فرستادن نامه هایی به سایر ممالک و امپراطوریها از جمله ایران و روم نمود. 
چون در ابتدای امر مخاطبان قرآن عربها بوده اند و به دور از حکمت است که کتاب و پیامبر مبعوث شده برای آنها به زبانی غیر از زبان آنها سخن بگوید.

مشرکین شبه جزیره عربستان اهل جاهلیت بودند. به عنوان مثال هرگاه فرزندی از آنها به نوجوانی می رسید دندانش را کنده و به سوی خورشید پرتاب می کردند و به این عمل رمی السن فی الشمس می گفتند. به هنگام خشکسالی و برای قربانی شاخ گاو را آتش می زدند تا زنده زنده در آتش بسوزد یا مرده شتری را دفن می کردند تا روز قیامت پیاده نباشند و آبی که تشنه نباشد.. دختران را به دلایل بسیار واهی و جاهلانه زنده به گور می کردند که قرآن در این باره می فرماید:

“و إذا الموؤده سئلت بأی ذنب قتلت”(تکویر- ۸و۹)

و چون از دختر زنده به گور شده پرسیده شود که به چه گناهى کشته شده است.

یکی از مهمتری ویژگی های عربها که منتج از فرهنگ جاهلیت آنها بوده است، تعصب قومی آنها بود. به حدی که قرآن تاکید می کند که اگر قرآن به زبان غیر از عربی نازل می شد هرگز ایمان نمی آوردند.قرآن می فرماید:

“و لو نزلنا علی بعض الأعجمین فقرأه علیهم ما کانوا به مؤمنین”.(۱۹۸و۱۹۹)

اگر آن را بر یکى از غیر عرب ها نازل کرده بودیم، و(آن پیامبر) بر ایشان میخواندش، بدان ایمان نمی اوردند.

اما این نوع و شدت تعصب قومی در هیچ فرهنگ دیگری مشاهده نمی شود.
پس مراعات نمودن شرایط ضعیف فرهنگی ایجاب می کند قرآن متناسب با ضعیف ترین جوامع نازل شود.

جدای از تمامی موارد ذکر شده قابلیت های زبان عربی خود یکی از عوامل این مسئله بوده است. برای مثال در قرآن بارها به کلمه “اذ” برخوده اید. شخصی را می شناسم که رساله دکتری خود را در بیان معانی و کاربردهای این کلمه نوشته است و هنوز هم اعتراف می کند که نتوانسته آن را به صورت کامل بیان کند. کدام کلمه در فارسی یا هر زبان دیگری چنین قابلیتی را دارد؟
این در صورتی است که کلمات دیگری در عربی وجود دارند که بسیار پرکاربردتر و با معنا دارتر از این کلمه هستند.
ویا اینکه زبان عربی کمترین ریشه لغت و کمترین استثناء ها در گرامر را در بین تمام زبان های دنیا دارا می باشد و جالب است بدانید بیشترین لغت استثناء ها در گرامر را انگلیسی دارا می باشد. این یعنی زبان عربی این قابلیت را دارد که برای هر مفهوم و شیء جدید با استفاده از داشته های خود بدون نیاز به وضع لغت جدید معادل سازی کند. اما زبانهای دیگر این توانایی را ندارند.

در این زمینه می توان به خود قرآن نیز اشاره کرد. قرآن یک جلد است ولی برای تفسیر این یک جلد هزاران جلد تفسیر فقط به زبان فارسی نوشته شده است. و هنوز هم کسی نمی تواند ادعای این را داشته باشد که تمام مفاهیم موجود در آن را بیان کرده است. این یعنی اگر بنا بود قرآن به زبان فارسی نازل شود به جای یک جلد حداقل باید هزار جلد می شد تا بتواند مفاهیم موجود را بیان کند.

از سوی دیگر مفاهیمی وجود دارند که فقط با زبان عربی به صورت کامل می توان آنها را بیان کردو هیچ زبانی برای بیان آنها معادل ندارد. مثل:

أ‌. کلمه شح: در فارسی لغت “آز” به جای “حرص” و کلمه ی “بخل” هریک به صورت جداگانه به کار می رود و برای کسی که این دو صفت را با هم داشته باشد کلمه ای نداریم اما در زبان عربی کلمه شح به معنای جمع این دو صفت مذموم است و طبق نقلی کسی که نتنها خود بخشش نمی کند بلکه دیگران را هم از بخشش منع می کند دارای شح است.

ب‌. حمد: طبق نقل استاد شهید مطهری رحمه الله اگر دو واژه مدح و شکر را در کنار هم قرار دهیم معنی حمد می دهد و این واژه در فارسی معادلی ندارد.

ت‌. رحمن و رحیم: رحمت واسعه الهی بر دو نوع است رحمتی که با مؤمنین است و همواره آنها را یاری می کند که خدای متعال به خاطر این رحمت رحیم خوانده شده و رحمتی که همه موجودات را در بر دارد که به این جهت خدای متعال رحمان نامیده شده است. اما در فارسی ظاهرا واژه ای معادل رحمن و رحیم وجود ندارد.

ث‌. خسران: خسران در لغت عرب وقتی گفته می شود که شخص هم سود و هم سرمایه اش از دست برود و معادل آن در فارسی که ضرر می باشد تنها به معنای از دست رفتن سود است.

در نتیجه عربی بودن قرآن خود تاکید بر حکیمانه بودن آن است و به هیچ وجه با جهانی بودن رسالت آن در تضاد نیست.

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *