معناشناسی درخت در عرفان کابالا ؟

معناشناسی درخت در عرفان کابالا ؟
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

معناشناسی درخت در عرفان کابالا ؟

آیا «درخت» حلقه اتصال به آسمان است؟ جایگاه درخت در ادیان مختلف چگونه است؟ چرا دین یهود و عرفان کاذب کابالا علاقه مفرطی به درخت دارند؟ دستکاری (Manipulation) در عقاید شیعه با چه اهدافی صورت می‌گیرد؟

درخت در کابالیسم
به گزارش جنگ نرم وعملیات روانی؛ مفاهیم و واژگان به‌کار گرفته‌شده در منظومه­‌های فکری و فرقه­‌ای گوناگون، گاه شباهت­‌ها و اشتراکات بسیاری با یکدیگر دارند. برای مثال در تمامی ادیان و در بسیاری از فرقه­ های نوظهور از مفاهیمی همچون «حیات پس از مرگ»، «سعادت»، «زندگی معنوی» و… استفاده می­‌شود؛ ولی هر یک از این مفاهیم متناسب با متن و منظومه­ ای که به آن تعلق دارند “جایگاه و معنا”یی متفاوت دارند که گاه با معنای همان مفهوم در منظومه دیگر، در تعارض است.
یکی از مفاهیمی که در جریان­‌های دینی و شبه­‌دینی مختلف جایگاه ویژه دارد، مفهوم درخت است. در قرآن کریم نیز بارها به این مفهوم اشاره شده است. درخت در لسان قرآن، گاه برای تمثیل انگاره توحید و انگاره شرک در تعابیری همچون شجره طیبه[۱] و شجره خبیثه[۲] و گاه در توصیف توحید عمومی خلقت با تعابیری همچون «النجم و الشجر یسجدان»[۳] مورد استفاده قرار گرفته ­است. در روایت نبوت حضرت موسی علیه السلام نیز ذکر شده که خداوند از ورای درختی با این پیامبر الهی سخن گفت[۴].

در داستان هبوط آدم علیه السلام از بهشت نیز قرآن کریم ذکر می­‌فرماید که شیطان با وسوسه “درخت جاودانگی” او را فریفت[۵]. اما هیچ یک از توصیفاتی که در قرآن از پدیده ­هایی همچون درخت، سنگ ( همچون: منها لما یهبط من خشیه الله)، خوراکی­‌ها (همچون: زیتون، عسل، انجیر و …)، حیوانات (همچون: سگ اصحاب کهف، هدهد و مورچه سلیمان، شتر صالح، پرندگان ابابیل و…) و سایر پدیده­‌های طبیعی (آتش، کوه، دریا، بادها، ماه، ستارگان، شهاب­‌ها، خورشید و..) موجود است، به معنای تقدس­‌بخشیِ متافیزیکی به این امور نیست. بلکه همه آنها از آن جهت که بخشی از خلقت شگرف خداوند و جلوه­ای از زیبایی و حکمت و رحمت و عظمت او هستند، قابل توجه­ند.

هیچ یک از تعابیر قرآن درباره این پدیده ­ها را نمی­توان توجیهی برای بزرگداشت و تقدس­ بخشی خرافی به بخش­های طبیعت دانست. تقدس مکان­ها و اشیاء مادی همواره بالعرض و به اعتبار حقیقتی متافیزیکی و متعالی بوده است که با آن شیء نسبت دارد. برای مثال تقدس تربت کربلا بواسطه ارتباط این خاک با وجود مقدس سیدالشهداء و واقعه عاشوراست نه ویژگی باطنی ­ای که “زمین” واجد آن است.

در خصوص عنصر طبیعی “آب” خداوند در قرآن کریم تعبیری به کار برده است که در خصوص هیچ عنصر مادی ذکر نشده است (جعلنا من الماء کل شیء حی)؛ با این حال این تعبیر سبب تقدسی خرافی برای آب در میان مسلمانان نشده است و هر چند باران و آب همواره “نشانه رحمت خداوند” دانسته شده ولی هیچ گروه و فرقه ­ای به “واسطه میان زمین و آسمان” (عالم جسمانی و ملکوت) بودن آب قائل نشده است.

در خصوص “آب” خداوند در قرآن کریم تعبیری به کار برده است که در خصوص هیچ عنصر مادی ذکر نشده است
(جعلنا من الماء کل شیء حی)؛
با این حال این تعبیر، سبب تقدسی خرافی برای آب در میان مسلمانان نشده است

با این حال درخت در کابالا و فرقه­‌های پاگانیستی جایگاهی مقدس و متافیزیکی دارد. تمام هستی­‌شناسی آیین کابالا و اسطوره‌شناسی یهود به‌صورت سمبلیک در درخت‌واره‌ای با نام “درخت حیات” معرفی می‌شود. درخت حیات[۶]، درخت دانش[۷]، درخت مرگ[۸]، درخت ارواح[۹] و درخت کیهانی[۱۰] از جمله استعاره­‌هایی هستند که با تکیه بر مفهوم درخت، در آموزه­‌های کابالیستی برای توصیف جهان خلقت مورد استفاده قرار گرفته­‌اند.

با این حال جایگاه مقدس و حلقه آسمان و زمین بودن درخت در آیین کابالا تنها به معانی استعاره­‌ای آن محدود نمی­‌شود. در آیین کابالا درخت زمینی نه به عنوان جلوه‌ای از خلقت خداوند بلکه به عنوان واسطه‌ای میان عالم بالا و عالم جسمانی و حلقه‌ای میان عالم ملکوت و عالم ناسوت مورد توجه است. این اعتقاد عمیق عمدتاً بر اساس کشف و شهود و اظهارات بزرگان عرفا کابالا صورت­‌بندی شده است و کمتر به ارائه دستمایه­‌های کلامی برای توجیه آن پرداخت شده است.
تمام هستی­‌شناسی آیین کابالا و اسطوره‌شناسی یهود
به صورت سمبلیک در درختواره‌ای با نام “درخت حیات” معرفی می‌شود

خاخام “اسحاق بن سیلمان لوریا” مشهور به “اسحاق لوریا”[۱۱] که به عنوان پدر کابالای امروزی شناخته می­‌شود، از جمله کسانی بود که به حلقه واسط بودن درخت میان عالم ملکوت و عالم جسمانیات اعتقاد داشت. او درختان را جایگاه آرام‌گرفتن نفوس انسانی پس از مرگ می­‌دانست. در شرح احوالات او آمده است که وی به “بهار” توجه خاص داشت و در ماه “نیسان[۱۲]” هنگام شکوفه‌زدن درختان به انجام اعمال عبادی خاص در مقابل درختان اقدام می­‌نمود. او اعتقاد داشت با این اعمال به روح سرگشته کسانی که در درختان هستند یاری می­‌رساند تا به جای سقوط به مراتب پایین­‌تر، به سوی تعالی بالا بروند. به گفته کابالیست­‌ها سنت “لوریا” این بود که شاگردانش را به میان درختان و طبیعت ببرد و در آنجا به آنها آموزش دهد.

خاخام اسحاق لوریا که به عنوان پدر کابالای امروزی شناخته می­‌شود،
از جمله کسانی بود که به حلقه واسط بودن درخت میان عالم ملکوت و عالم جسمانیات اعتقاد داشت.در شرح احوالات خاخام لوریا آمده است که وی به “بهار” توجه خاص داشت
و در ماه “نیسان” هنگام شکوفه زدن درختان به انجام اعمال عبادی خاص در مقابل درختان اقدام می­ نمود

به گفته شاگردانش در یکی از این روزها لوریا چشمان خود را باز می­‌کند و درختان را نفوس انسانی با روح­‌های بی‌شمار می­‌بیند. لوریا از نفوس مردگان می­‌پرسد شما چرا اینجا (در درختان) توقف کرده­‌اید؟ نفوس پاسخ می­‌دهند این به دلیل آن است که در زمان حیات تبه­کار نبودیم. ما تو را می­‌شناسیم و می­‌دانیم می­‌توانی به ما کمک کنی. لوریا نیز قول می­‌دهد کمک کند از برزخ درخت رها شده و بالا بروند. شاگردانش لوریا را در حال گفت‌وگو می­‌دیدند در حالی که تنها او بود که سخن می­‌گفت و روح درختان از دید شاگردان پنهان بودند. شاگردان بعدها از او پرسیدند تو با چه کسانی سخن می­‌گفتی و لوریا پاسخ داد: اگر می­‌توانستید آنها را ببینید، از اینکه چه جمعیتی از ارواح در درختان هستند، حیرت­‌زده می­‌شدید[۱۳].

اولین اشارات در خصوص اینچنین جایگاهی برای درخت در آثار “موشه لئونی” نویسنده کتاب مشهور زوهار[۱۴] به چشم می‌خورد. او در کتاب هانفش هاهاخامه (النفس الحکیمه) از این ویژگی و جایگاه درخت برای توضیح جهان کابالا در تمثیل درخت زندگی استفاده می­‌نماید.

در آموزه­‌های کابالا درختان نه‌تنها جایگاه نفوس و ارواح انسانی هستند بلکه خودشان نیز نفس مجرده دارند. این عقیده در شرح احوال خاخام ناخمان برسلاوی[۱۵] توضیح داده شده است. او روزی در سفر، برای اقامت شب مسافرخانه چوبی را برمی­‌گزیند. خاخام ناخمن در دل شب با صدای بلند شروع به گریه می­‌کند به نحوی که صاحب مسافرخانه و همراهان خاخام متوجه حالت غیرعادی او می­شوند. همگی گرد او می­‌آیند تا علت را جویا شوند. خاخام قبل از هر سخنی کتابی را بیرون می­‌آورد و با چشمان بسته آن را باز می­‌کند و سپس جمله نوشته‌شده در صفحه را می­‌خواند: «قطع‌کردن درخت پیش از موعد، همانند کشتن یک نفس است.» خاخام از صاحب مسافرخانه سؤال می­‌کند آیا چوب دیوارهای مسافرخانه از درختانی است که پیش از موعد قطع شده است؟ صاحب مسافرخانه تأیید می­‌کند. خاخام توضیح می­‌دهد: من در مکاشفه­‌ام با بدن کسانی که کشته شده بودند احاطه شده بودم. بسیار ترسیده بودم. حالا می­‌دانم آنها روح درختان بودند که برای من گریه می­‌کردند.

طبق اسطوره­‌شناسی کابالا و یهود،در بهشت عدن در آسمان هفتم درختی به نام درخت زندگی وجود دارد که ارواح از آن تولید می‌شوند.

اسحاق لوریا پدر عرفان کابالا، حلقه واسط میان آسمان و زمین‌بودن را با دلیل دیگری نیز توضیح می­‌دهد؛ طبق اسطوره­‌شناسی کابالا و یهود، در بهشت عدن در آسمان هفتم درختی به نام درخت زندگی[۱۶] وجود دارد که ارواح از آن تولید می­‌شوند. ارواح تولیدشده در گنج‌ه­ایی به نام گوف[۱۷] یا بدن سقوط می­‌کنند و در آنجا منتظر نزول به زمین و تولد می­‌مانند.

اسحاق لوریا توضیح می­‌دهد که حلقه واسط درخت زندگی در آسمان هفتم و تولد نوزاد زمین درختان هستند. ارواح به‌تدریج از آسمان بر درختان نزول می­‌کنند و درختان همانند یک گهواره واسط ارواح را تا زمان تولد نگه می­‌دارند[۱۸]. لوریا همچنین معتقد است از میان حیوانات گنجشک این نزول را به‌خوبی حس می­‌کند و می­‌تواند پایین‌آمدن ارواح را بر روی درختان مشاهده کند. او دلیل آواز غوغاگونه گنجشکان را همین ادراک ارواح می­‌داند[۱۹].

قبر اسحاق لوریا

رابطه ارواح با درختان در آموزه­‌های پاگانیستی اروپای کهن پیش از مسیحیت نیز وجود داشته است. پرستش درخت بلوط یکی از آموزه­‌های پاگان‌های ژرمن بود. در زمان فراگیرشدن مسیحیت برخی از این آموزه­‌های خرافی با شکل‌های تغییریافته به‌تدریج وارد مسیحیت شد و در مناسکی همچون برپایی درخت کریسمس در روزهایی پایانی سال و زمان منتسب به تولد عیسی مسیح، خود را به‌خوبی نشان داد[۲۰].

در مدارس نوین کابالا به هنرجوها گفته می­‌شود کابالا یک درخت است که با بالا رفتن از شاخه های آن می­‌توانید به مقامی نزدیک به خدا و شبیه به خدا برسید. در عرفان کابالا رسیدن انسان به خدا به معنای فنای فی‌الله نیست بلکه به معنای رسیدن به مقام خدایی است. در این سیستم معنوی، فرد سالک قرار نیست فانی در خداوند گردد و هستی خود را در مقابل هستی لایزال خداوند ناچیز و نامقدار ببیند. بلکه قرار است خود را به اندازه خداوند و در جایگاهی خدایی درک کند. در واقع از منظر کابالا انسان در مقام خداوند عبد و بنده نیست بلکه مخلوقی است که می­‌تواند به خدایی برسد. از این رو انسان و خدا در این منظومه عجیب، در واقع دو روی یک سکه هستند.

در عرفان کابالا رسیدن انسان به خدا به معنای فنای فی‌الله نیست
بلکه به معنای رسیدن به مقام خدایی است.
فرد سالک قرار نیست فانی در خداوند گردد
بلکه قرار است خود را به اندازه خداوند و در جایگاهی خدایی درک کند.

این جایگاه ویژه طبیعت شناختی و معناگرا برای درخت و نسبت آن با آفرینش انسان در محصولات رسانه‌­ای وابسته به کانون‌های کابالیستی، با گستردگی، عمق و تنوع بسیاری مورد تبلیغ و تأکید قرار گرفته­ است.

فیلم سینمایی سرچشمه[۲۱] محصول ۲۰۰۶ میلادی در آمریکا، سه داستان موازی درباره خاستگاه، زندگی و فرجام انسان است که در ۵۰۰ سال گذشته، زمان حال و ۵۰۰ سال آینده روایت می­‌شود. در این فیلم نقطه اتکا داستان درختی کهنسال است که منشأ خلقت انسان به شمار می­‌آید.

فیلم سینمایی سرچشمه
محصول ۲۰۰۶ امریکا

این درخت در هیبتی همانند “درخت دانش در بهشت عدن” در داستان اول دیده می­‌شود. توماس قهرمان داستان اول، شوالیه­‌ای اسپانیایی (با بازی هیو جکمن) است که قصد دارد درخت زندگی را برای ملکه خود بیابد. در داستان دوم درخت حیات درختی عجیب در آفریقاست که دکتر کرئو (با بازی همان هیو جکمن) قصد دارد از شیره آن برای درمان سرطان همسر محبوبش استفاده کند.
درخت در فیلم سرچشمه

در داستان سوم تام (باز هم با بازی “هیو جکمن”) در حبابی افسانه­‌ای که درخت کهنسالی در آن وجود دارد، به سوی سحابی دوردستی در فضا در حرکت است. روح همسر تام در درون درخت است و تام امیدوار است بتواند با رسانیدن درخت به سحابی که در سخنان همسرش از آن تعبیر به بهشت و محل آرامش ارواح انسانها شده است، معشوق زندگی‌اش را به سکون و آرامش برساند. جای‌جای و بند بند سناریو این فیلم با عقاید و آموزه­‌های اساتید کابالا از اسحاق لوریا تا موشه لئونی تطبیق تام دارد.
فیلم سینمایی آواتار محصول ۲۰۰۹ میلادی آمریکا که پرفروش­‌ترین فیلم تاریخ نام گرفت
نیز داستان خود را حول محور درختی مقدس به نام درخت ارواح روایت می­‌کند

فیلم سینمایی آواتار[۲۲] محصول ۲۰۰۹ میلادی در آمریکا که پرفروش­‌ترین فیلم تاریخ نام گرفت نیز داستان خود را حول محور درختی مقدس به نام درخت ارواح روایت می­‌کند. این درخت محل تجمع ارواح گذشتگان است و با عالم بالا و وجود مقدس الهه ایوا در ارتباط است. همین درخت سرنوشت قوم ناوی را پس از نیایش جک سالی در پای درخت، رقم می­‌زند و آنها را بر دشمن مهاجم پیروز می­‌گرداند.
فیلم درخت زندگی
محصول ۲۰۱۱ میلادی در آمریکا

فیلم درخت زندگی[۲۳] محصول ۲۰۱۱ میلادی در آمریکا و برنده نخل طلایی کن ۲۰۱۱ میلادی نیز از جمله آثاری است که با الهام از آموزه­‌های کابالا، در قالب تمثیل درخت حیات سعی دارد باطن زندگی و حیات انسان را بر اساس آنچه در تورات و بویژه سفر پیدایش آمده است، تبیین نماید.

جمع بندی:

در واقع آنچه حائز اهمیت است توجه به جریانی مرموز و شوم است که در ده­‌های اخیر سعی دارد تا با تقدس‌بخشی بی­‌بنیان به پدیده‌های مادی و طبیعی همچون درخت، زمین، آب و یا عناصر اربعه، مبانی عرفان­‌واژه­‌هایِ شرک‌آلود را در جوامع گوناگون نهادینه سازد. اگرچه این جریان بیشتر در آمریکای جنوبی و پس از آن اروپا به جنبشی معنوی با پوشش محیط­ زیست گرایی تبدیل شده است و افرادی همچون ال گور از رهبران آن هستند، با این حال در کشور ما نیز رگه‌هایی از این اندیشه درباره تقدس فصول یا پدیده‌های طبیعی، از سوی برخی افراد و جریان­‌های خاص در حال بازنشر است.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

2 پاسخ به “معناشناسی درخت در عرفان کابالا ؟”

  1. armin می‌گه:

    با سلام.من درحال تحقیق در مورد فرقه های سری هستم تا بتوانم یک منبع کامل و تخصصی در اختیار علاقه مندان قرار دهم که تا امرور بیش ار ده هرار عکس جمع اوری کرده ام و ار شما درخواستی دارم و ممنون میشم هر اثر جدیدی که روی سایت قرار میدهید بنده را در جریان قرار دهید و اگر تصاویر و عکس نیار داشتید من در خدمتتون هستم با تشکر.

  2. Mahdi می‌گه:

    کابالا دین اصلی شیطان پرستان و فراماسونها است.
    کابالا دین خطرناکی است که از مصر باستان گرفته شده
    «مصریان خود این دین را از بابلی ها آموخته بودند»
    کابالا بر روی درختی به نام درخت زندگی تعریف می شود که فراماسونری و ایلومیناتی تنها شاخه های آن میباشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *