حکایت شق القمر ….

حکایت شق القمر ....
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

حکایت شق القمر ….


قریش از پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) خواست تا معجزه ای برای آنها بیاورد، حضرت نیز با انگشت اشاره به ماه کرد، و به قدرت الهی ماه دو نیم شده و باز به هم پیوست.
آیه ۱ سوره مبارکه قمر نیز به این معجزه اشاره دارد:« اقْتَرَ‌بَتِ السَّاعَهُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ‌ » نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه.

پس از این معجزه با اینکه ابوجهل با چشم سر این معجزه را دید ولی تاب دیدن این معجزه برایش بسیار سخت بود لذا گفت:« این سحر است! بفرستید از شهرهای دیگر هم بپرسند که آیا آنها ههم دیدند که ماه دو نیم شد؟! »

وقتی فرستاده ها به شهرهای مختلف رفته و صحت و سقم این معجزه را خبر دادند باز هم مشرکان و کفار قریش ایمان نیاوردند.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

3 پاسخ به “حکایت شق القمر ….”

  1. آفر می‌گه:

    سلام
    دوست عزیز یک سوال دارم
    چرا این معجزه ی بزرگ که تا به این حد خلاف عقل و طبیعت است فقط و فقط در منابع مسلمانان ذکر شده است؟ در هیچ منبع دیگری خبری از این واقعه نیست!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *