استاد رحیم پور ازغدی

استاد رحیم پور ازغدی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
استاد رحیم پور ازغدی:

روایتی از استاد در باره شهید حمید رحیم پور ازغدى: “ما چند نفری از غواصان بودیم که قرار شد به عنوان پیاده نظام برای پشتیبانى احتمالی عملیات کربلای ۴ برویم. وقتی به آنجا رسیدیم، یکی از دوستان گفت که برادرت حمید هم آنجاست، تعجب کردم، چون حمید غواص نبود، گفتند: چون غواصی در این مسیر سخت و پرخطر بوده، بعضی غواصان نیامدند، و چند نفر منجمله حمید آموزش فشرده غواصی دیدند. پرسیدم: حمید کجاست؟ دوستانش نگاهی به هم کردند و گفتند شاید در محل عبادتگاهش باشد، برای خودش قبری کنده و در آنجا عبادت می کند.
رفتم دیدم حال خوشی دارد، خواستم برگردم که مرا دید، حالش دگرگون شد، فکر کرد من هم برای غواصی و شرکت در عملیات آمدم، بدون مقدمه گفت: حسن، لباست رو در نیار، چون این سفر برگشت نداره، برای خانواده تحمل شهادت دو نفر سخت میشه.
من به حمید گفتم: ما پیاده بعد از شما از جاده حرکت می کنیم، کمک کردم لباس غواصی رو پوشید، و گروه غواصان عازم شدند، اگر عکس خداحافظی غواصان عملیات کربلای ۴ را ببینید، می بینید که در حال رفتن هستند که دو نفر برگشتند و دو انگشتی دارند به طرف خشکی اشاره میکنند و دست تکان میدهند، این به خاطر این هست که وقتی داشتند می رفتند، یک مرتبه دلم لرزید و حس کردم دیگه نمی بینمش، فریاد زدم: “حمید خداحافظ! ” ناخودآگاه دو نفر برگشتند، که هر دو حمید نام داشتند، برادرم شهید حمید رحیم پور و شهید حمید دوستی”

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *