آواتار و زندگی دوم (قسمت دوم)

آواتار و زندگی دوم  (قسمت دوم)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
آواتار و زندگی دوم  (قسمت دوم):

سخنرانی دکتر حسن عباسی:

مبحث دوم مسئله فلسفی است.ما پنج نظام معرفتی داریم: توهم، تخیل، تفکر، تعقل و تذکر. این سه مورد در قرآن ممدوح است:تفکر، تعقل و تذکر. اما بشر دو انگاره دارد که مذموم است: توهم و تخیل. مشکل فلسفی که در حال بوجود آمدن است این است که امروز تخیل جایگزین تفکر و تعقل شده است. امروز در آموزش و پرورش توصیه می شوید که فرزندان خودتان را خیال پرداز بار بیاورید. امروز در حوزه رسانه و سینما توصیه می شوید که خیال را پرورش دهید. هنری که اصالت را به خیال میدهد از اساس مذموم است. اما در قرآن خیال مذموم است. موسی علیه السلام وقتی به درگاه فرعون می رود در آنجا جادوگرها مامور می شوند که طناب های خودشان را بیندازند. وقتی طنابها را انداختند موسی علیه السلام خیال کرد که اینها تکان می خورند. قرآن می فرماید که موسی پنداشت که اینها در حال تکان خوردن هستند. در آیه بعد می فرماید که یک خوفی در موسی ایجاد شد که مبادا بر من غلبه کنند که ما به او پیام دادیم و آرامش دادیم و او عصایش را انداخت و سحر آنها را از بین برد. ما امروز یکی از مشکلاتمان این است که دائما به مشهورات دامن می زنیم.یکی از دعواهای ما با آموزش و پرورش و هنر این بود که ما می پرسیدیم چرا شما این همه اصرار دارید که باید قوه خیال را پرورش داد؟ و مشکل دوم این بود که ما هنری می خواهیم که بر پایه تفکر الهی باشد. اما هنری که بر گرفته از خیال است مثل هری پاتر از دید اسلام مردود است. پس مشکل ما تخیل است. این خانم می رود آواتار خودش را تخیل می کند و خیال می کند که یک فرد چهل ساله، هجده سال دارد. اگر درام و سینما برگرفته از خیال است ما که در قرآن هم قصه داریم پس قصه های قرآن هم خیال است!
چرا قرآن شیوه قصه گویی خودش را احسن القصص می داند؟ جواب این است که قصه هایی که در قرآن است ابتدا رخ داده و بعد قرآن آن را نقل کرده است. این عشق های مثلثی که در فیلم ها می بینید همه به زبان غریزه با شما سخن می گویند ولی قرآن وقتی در سوره یوسف عشق مثلثی را می گوید با زبان فطرت سخن می گوید. عمده مفسرین معتقدند که تلاوت سوره یوسف هیچ گونه حس شهوتی برای انسان ایجاد نمی کند. اما اگر شما درام نویس باشید حتما از المان هایی استفاده می کنید تا زمینه نشستن مخاطب پای فیلم یا سریال فراهم شود. نکته دوم این است که قرآن با بیان این وقایع به شما رشد می دهد نه اینکه اغوا کند. ما قصد بایکت کردن شعر و سینما و فعالیت های هنری را نداریم. اکثر افراد خیال می کنند که دارند فکر می کنند. فکر نمی کنند که دارند فکر می کنند.در فضای علمی هم امروز ما تخیل می کنیم نه تفکر. خیلی از افراد در مدت تحصیل بعد از چند سال استاد می شوند. فردی که استاد فیزیک است نیامده خودش را درس بدهد بلکه یا نیوتن درس می دهد یا انیشتین.آیا می شناسید استادی را که بیاید خودش را درس بدهد؟ اگر نمی شناسید معنایش این است که آن استاد فکر نکرده تا علمی را تولید کند. خیال می کند که دکتر شده است. چون فکر کردن مانند درد زایمان سخت است.
نکته سوم که بحث امنیتی است موضوع خیلی پیچیده است. ما الان در جهان موازی به سر می بریم. جهان موازی جهانی است که انسان در ذهن خودش می سازد. آنها معتقدند که مانند این جهان بی نهایت جهان دیگر وجود دارد. ما دراسلام جهان موازی داریم که آن را محیی الدین عربی بیان می کند. و ما اسم آن را عالم های ممکن می گذاریم. در عالم های ممکن به موازات این عالم های دیگری وجود دارد که ما در این عالم در خوابیم. و بعضا این بحث مطرح است که ما وقتی از این دنیا رفتیم بیدار می شویم. امام راحل می فرمود می توان در این جهان هم بیدار شد که تعبیر می شود به یغضه.از کوری به بینایی زمینه رویت پدید می آید. از نگاه عرفای مسلمان عوامل ممکن اینها هستند. شما اینجا را عالم ناسوت که پست ترین عالم است بگیرید، عالم بعدی،عالم جبروت بعد عالم ملکوت بعد عالم لاهوت همینطور بالا می روید. لذا جهان موازی مدرن می گوید این جهان، جهان خوبی است و بقیه جهان را ابتر و ذهنی در نظر بگیرید.در مقوله جهان ها و عالم های ممکن در نگاه عرفان اسلامی ما معتقدیم که این عالم پایین ترین و سخیف ترین سطح عالم است، عالمهای دیگر عالمهای کامل هستند.یک انسان را هم می شناسیم که این مراحل را طی کرده است.

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *