عده ای میگویند چرا دشمن را بشناسیم؟

عده ای میگویند چرا دشمن را بشناسیم؟
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

عده ای میگویند چرا دشمن را بشناسیم؟ 

اندکی طولانی خواهد بود اما هرکسی که واقعا سوال میکند و دنبال جواب هست حاضر است 10000خط نیز مطالعه کند! اما اگر کسی مطالعه نکند نشان میدهد فقط میخواسته است … !

شناخت دشمن از ضروريات اوليه هر مبارزه است و از طريق آن مي توان بقاي خود و جامعه را تضمين كرد. در طول تاريخ جوامع، تمام شكست ها ناشي از بي توجهي به دشمن بوده است.
امروز، قدرت هاي بزرگ با ايجاد سازمان ها و تشكيلات اطلاعاتي و جاسوسي و اختصاص بودجه هاي كلان براي اين مراكز، تلاش مي كنند تا دشمنان بالقوه و بالفعل خود را شناسايي كنند قبل از آنكه نقشه دشمنان كارساز شود آن ها را درهم شكنند. اين تشكيلات در تصميم گيري و برنامه ريزي هاي اساسي اين دولت ها نقش مهمي دارند.
در مكتب رهايي بخش اسلام نيز درباره شناخت دشمن، توصيه هاي فراوان شده است.

دشمن شناسی در قرآن
قرآن كريم نيز به شناخت دشمن، براي حفظ و سلامت جامعه سفارش كرده و در قالب داستان هاي عبرت آموز به معرفي دشمنان توحيد در اشكال گوناگوني چون شيطان شناسي، منافق شناسي، طاغوت شناسي و كفار و مشركان اشاره مي كند.
قرآن شناخت اهداف دشمنان اسلام و جامعه اسلامي را از حساس ترين وظايف مسلمانان عنوان مي كند. مهمترين ويژگي دشمنان اسلام ازنظر قرآن، پيمان شكني آن ها است. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:«كيف وان يظهروا عليكم لايرقبوافيكم لا ولاذمه » چگونه (پيمان مشركان ارزشي دارد) درحالي كه اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خويشاوندي با شما را مي كنند و نه پيماني را (پايبند هستند). 
قرآن دشمنان اسلام را داراي خصلت هاي ناپسندي نظير نژادپرستي، قانون شكني، خوي استكباري و.. مي داند. در آيه پنجم سوره حجر و در آيه 96 سوره بقره يكي از ويژگي هاي دشمنان اسلام دنياپرستي عنوان شده است.
در آيه 54 سوره نساء و آيه 105 سوره بقره حسادت و بدخواهي يكي ديگر از خصلت هاي ناپسند دشمنان شمرده شده است.
همچنين در آيه 100 سوره اسراء و آيه 53 سوره نساء و آيه هاي 75 و 119سوره آل عمران و آيه 74 سوره نساء و آيه 175 سوره آل عمران و آيه 71 سوره طه و آيه 22 سوره انفال تنگ نظري، خيانت، خشم و كينه، شيطان صفتي، خود را قيم مردم دانستن، و بالاخره بي شعوري، از خصلت هاي ناپسند دشمنان اسلام محسوب شده است.
قرآن در جاي ديگر خطر دشمن را چنين بيان مي كند:
«اگر (دشمنان) بر شما دست يابند همچنان با شما دشمن اند و دستان شان (به زور) و زبان هايشان (به تبليغات) به بدي به سوي شما باز است و دوست دارند كافر شويد و از ارزش هاي خويش دست برداريد.»
دشمن شناسي در روايات
همچنين درباره لزوم شناخت دشمن احاديث فراواني از پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) وجود دارد كه به پاره اي از آن ها اشاره مي كنيم:
پيامبر(ص) درباره ضرورت شناخت دشمن مي فرمايد:
«ألا و ان أعقل الناس عبد عرف ربه فأطاعه و عرف عدوه فعصاه»
آگاه باشيد، عاقل ترين مردم كسي است كه خدايش را بشناسد و از او پيروي كند، و دشمن را نيز بشناسد و آنگاه نافرمانيش نمايد. در حديثي ديگر پيامبر(ص) مي فرمايد:
«مردم اگر به ده چيز شناخت پيدا كنند، سعادت دنيا و آخرتشان تأمين است، كه يكي از آن امور شناخت ابليس و ياورانش مي باشد.»

دشمن شناسي در نهج البلاغه
حضرت علي(ع) در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بينش معرفي مي كند و مي فرمايد:
واعلموا انكم لن تعرفوا الرشد، حتي تعرفوا الذي تركه ولن تأخذوا بميثاق الكتاب حتي تعرفوا الذي نقضه و لن تمسكوا به حتي تعرفوا الذي نبذه…؛
«و بدانيد كه رشد نمي يابيد مگر كه ترك كنندگان آن را بشناسيد و هرگز به كتاب خدا چنگ نمي زنيد، مگر كه فروفكننده آن را چنانكه بايد، شناخته باشيد.»علي(ع) ماهيت دشمنان اسلام را چنين معرفي مي كند:«به بالادست خود نافرمان، به زيردست، ستم كننده، و با ستمكار هم دست اند.»
آن حضرت درباره مكر و حيله دشمن مي فرمايد:
«كن للعدو المكاتم أشد حذراً منك للعدو المبارز»
«از دشمن پنهان بيشتر از دشمن آشكار برحذر باش»
نيز در جاي ديگر به عدم غفلت از دشمن و پرهيز از كوچك شمردن آن سفارش كرده و مي فرمايد:«لا تستصغرن عدواً و ن ضعف»«هرگز دشمني را كوچك مشمار، هرچند ضعيف باشد».
همچنين مي فرمايد: «آفه القوي استضعاف الخصم»«آفت قدرتمند، ضعيف شمردن دشمن است.»
حضرت امام جواد(ع) نيز يكي از اركان مهم دفاع را شناخت دقيق دشمن مي داند و مي فرمايد:«من لم يعرف الموارد اعتيه المصادر»«كسي كه نقشه ها و مواضع كليدي دشمن را نشناسد، در رسيدن به هدف عاجز است.»
از اين احاديث و رهنمودها درمي يابيم، كه يكي از اساسي ترين عوامل پيروزي، شناخت دشمن است. بررسي انقلاب هاي توحيدي نشان مي دهد كه رهبران اين انقلاب ها براي ايجاد انقلاب در جامعه ابتدا چهره دشمنان را شناسايي و سپس مبارزات علني خود را شروع كردند.
معرفي دشمن يكي از اهداف اساسي معصومين(ع)
پس از رحلت پيامبر(ص)، اسلام واقعي از مسير اوليه اش منحرف و خلافت از خاندان پيامبر اسلام(ص) گرفته شد، از اين رو، از همان ابتدا، امامان شيعه تلاش خود را صرف شناسايي چهره دشمان اسلام كردند. حضرت علي، امام حسن، امام حسين و ديگر ائمه(ع) تلاش هاي زيادي در جهت معرفي دشمن به جامعه مسلمين انجام دادند و مهمترين رمز پيروزي آن ها، بويژه پيروزي نهضت حسيني در اين بود كه دشمن را به مردم معرفي كرده بودند. بي ترديد، مهمترين عامل در پيروزي انقلاب اسلامي ما نيز تأكيد حضرت امام(ره) بر شناخت و معرفي دشمنان بوده است و در سايه اين شناخت، انقلاب اسلامي به ثمر رسيد.
اصلاحات حضرت علي(ع) و شكل گيري مخالفان
قبل از آنكه ديدگاه هاي علي(ع) را درباره دشمن و دشمن شناسي تبيين نماييم به بررسي عواملي كه باعث به وجود آمدن دشمناني براي آن حضرت در دوره حكومت ايشان شده است،مي پردازيم. اميرالمؤمنين(ع) پس از بدست گرفتن حكومت، اقدامات اصلاحي را آغاز كرد كه باعث شكل گيري دشمناني براي آن حضرت شد.عمده كارهاي اصلاحي كه باعث به وجود آمدن دشمناني براي علي(ع) شد درسه زمينه بوده است: اداره كشور، حقوق مردم و بيت المال.

اقسام دشمن از نظر حضرت علي(ع)
ازديدگاه حضرت علي (ع) دو نوع دشمن در جامعه وجود دارد:
دشمن آشكار و دشمن پنهان. از منظر علي(ع) كم خطرترين دشمن، دشمني است كه دشمني خود را آشكار كرده است، حضرت مي فرمايد:«اوهن الاعداء كيداً من اظهر عداوته»«سست ترين دشمنان كسي است كه عداوتش را آشكار ساخته-است.»
و درجاي ديگر مي فرمايند:«من اظهر عداوته قل كيده»«آن كس كه دشمني اش را اظهار كرده، توطئه و مكرش كم است.»
آن حضرت اظهارمي دارد: خطرناك ترين دشمن، دشمني است كه دشمني اش را پنهان مي كند و اين دشمني همانا نفاق است. امام(ع) دراين زمينه مي فرمايند:«شرالاعداء ابعدهم غوراً و اخفاهم مكيده »
«بدترين دشمنان كساني اند كه حيله خود را بيشتر پنهان مي دارند.» 
سخت ترين ضربه به مكتب اسلام از ناحيه همين نوع دشمنان بوده است. 
علي(ع) دراين باره مي فرمايد:«انما اتاك بالحديث اربعه رجال ليس لهم خامس: رجل منافق مظهر للايمان متصنع بالاسلام لايتاثم ولايتحرج، يكذب علي رسول الله(ص) معتمداً، فلو علم الناس انه منافق كاذب لم يقبلوا منه و لم يصدقوا قوله ولكنهم قالوا صاحب رسول الله(ص) رآه و سمع منه ولقف عنه فيأخذون بقوله»
«افرادي كه نقل حديث مي كنند، چهار دسته اند و پنجمي ندارند: نخست، منافقي كه اظهار اسلام مي كند، نقاب اسلام را به چهره زده، نه از گناه، باكي دارد و نه از آن دوري مي كند، عمداً به پيامبر(ص) دروغ مي بندد.اگر مردم مي دانستند كه اين شخص، منافق و دروغگو است، از او قبول نمي كردند و تصديقش نمي كردند، اما چون از واقعيت او آگاه نيستند، مي گويند وي صحابي رسول خدا است، پيامبر(ص) را ديده و از او حديث شنيده و مطالب را از او دريافت كرده است، به همين دليل گفته اش را مي پذيرند.» 
مشكل ترين مبارزه ها، مبارزه با نفاق است، مبارزه با زيرك هايي است كه احمق ها را وسيله قرار مي دهند. اين پيكار از پيكار با كفر مشكل تر است زيرا جنگ با كفر، مبارزه با يك جريان آشكار است و اما مبارزه با نفاق، در حقيقت مبارزه با كفر مخفي است.
نفاق دو رو دارد: يكي روي ظاهر كه اسلام است و مسلماني، و يك روي باطن كه كفر و شيطنت است و درك آن براي توده ها و مردم عادي بسيار دشوار و گاهي غيرممكن است.
از اين رو مبارزه با نفاق ها در بسياري از موارد به ناكامي منجر شده است، زيرا بسياري از مردم شعاع درك شان از سر حد ظاهر نمي گذرد و نهفته را روشن نمي سازد و تا اعماق باطن نفوذ نمي كند.
علي (ع) در نامه اي به محمدبن ابي بكر مي فرمايد:
«پيغمبر به من گفت: من بر امتم از مؤمن و مشرك نمي ترسم، زيرا مؤمن را خداوند به سبب ايمانش باز مي دارد و مشرك را به خاطر شرك ورزي خوار مي كند، ولكن بر شما از هركه در دل، منافق است و زباني دانا دارد مي ترسم، اينان كلامي كه مي پسنديد، مي گويند و آنچه را ناشايسته مي دانيد مي كنند.»
اميرالمؤمنين(ع) در بحث دشمن شناسي بيشترين تأكيد را درباره نفاق دارد. به اعتقاد علي(ع) بيشترين هم و غم دشمن در مبارزه با اسلام پاشيدن بذر نفاق در بين مسلمانان است. جريان قاسطين نيز در جنگ صفين ازطريق پاشيدن بذر نفاق در صفوف مسلمين توانست حكميت را بر حضرت تحميل كند.

 

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *