استاد رحیم پور ازغدی

استاد رحیم پور ازغدی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
استاد رحیم پور ازغدی:

گاهى اوقات دوستان طلبه و دانشگاهى از من ميپرسند ، آقا من چه كار كنم؟ چه بخوانم؟
من به آنها ميگويم اگر اهل اش باشيد، كتاب براى خواندن زياد است. كار براى كردن زياد است ، منتهى اهل اش بايد باشيد و بدويد. برايشان مثال ميزنم كه يك وقت در جبهه در عمليات بدر در سال شصت و سه در عمق خاك عراق ، يك خطى تشكيل شده بود كه خيلى از بقيه خطوط جلوتر رفته بود و همين باعث شد كه خط از دو طرف شكست و ما در آن خاكريز محاصره شديم ، در عمق چهل كيلومترى دشمن… بعد از دو روز بمباران شيميايى و درگيرى و آتش سنگين ، در پشت خاكريز آدم زنده يا سالم كم بود.

از دو گردان نيرو ، اغلب يا شهيد شده بودند ، يا مجروح شده بودند يا رفته بودند عقب. روز سوم يك جوانى براى اينكه دشمن نفهمد پشت خاكريز ديگر كسى نيست، يك تيربار اينجا گذاشته بود، يك آرپى جى صد متر آنطرف تر گذاشته بود، يك اسلحه هم جاى ديگر ، ميدويد پشت تيربار و شليك ميكرد، بعد ميامد پشت آرپى جى و دوباره صد متر آنطرف تر با اسلحه ديگر شليك ميكرد، عراقى ها هم فكر ميكردند اينطرف هنوز نيرو هست ، در صورتيكه ديگر كسى نبود…

يك عده مثل مطهرى و بهشتى و مفتح و همين تيپ آدمها در حوزه و دانشگاه، قبل و بعد از انقلاب ، اينجورى در عرصه مباحث دينى و معرفتى و سياسى كار كردند. اصلاً به فكر اين نبودند كه من چه كار كنم تا بعداً به من بگويند آقا يا خانم دكتر، كى بشود كه انشاء الله آيت الله شوم، اصلا اينها در اين نخ ها نبودند، دنبال اين اداء و اصول ها نبودند. دنبال حقوق و اضافه حقوق و استخدام و شهرت نبودند. اينهايى كه دنبال اين مسائل بودند ، هيچ كارى نكردند و اكثريت هم در حوزه و دانشگاه، همين تيپ آدمها بودند، هستند و خواهند بود.

يك اقليتى مثل آن بچه پشت خاكريز بودند كه نگاه ميكردند يكدفعه در عرصه مباحث اقتصادى چالش ايجاد شده بين معارف اسلام و ماركسيسم، فورى وارد صحنه ميشدند، در فلسفه تاريخ بحث ميشد، خودشان را ميرساندند، در علوم قرآنى همينطور، ميديدند در روانشناسى و جامعه شناسى تئورى هاى لائيك دارند هجوم ميكنند به مفاهيم اسلامى، فورى وارد عمل ميشدند. لذا شما ميبينيد كه اينها چندكاره بودند و ضمن همه اينها در صحنه سياست و مبارزه هم بودند، تبعيد هم ميرفتند، بعد هم ترور شدند، چون آدم هاى كارآمدى بودند. چون براى دشمن خطرناك بودند. و الا آخوند مرتجع بيسواد و جاه طلب و يا دانشگاهى و خانم دكتر و آقاى دكتر خنثاى بى عرضه ى بى موضع نسبى گراى راحت طلب مدرك پرست ، خطرى ندارد براى كسى…

“حوزه،دانشگاه و تمدن سازى دينى” سال١٣٨٧

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

یک پاسخ به “استاد رحیم پور ازغدی”

  1. مدافعان حرم گفت:

    در حالت عادی خطر ندارد،ولی اگر دشمن زرنگ باشد همین دکتر به اصطلاح روشنفکر ضررش بری اسلام بیشتر میشه،
    منظورم از به اصطلاح روشنفکری اینهایی هست که میگن کسی باکسی کاری نداشته باشه،(یعنی مخالفت با فریضه ی امر به مهروف نهی از منکر)اونهایی که میگن به ما چه اسرائیل خون کودکان مسلمان رو مثل خفاش میخوره،اینا ضررشون خیلی زیاده،
    چون دشمن از اینها به عنوان لشگر خودش استفاده میکنه؟فقط همه بدونیم باید جواب خون پاک شهیدان رو در روز فصل(جدایی فاسقان از خوبان) بدهیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *