استاد رحیم پور ازغدی

استاد رحیم پور ازغدی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

استاد رحیم پور ازغدی:

مباحث مطرح شده توسط دكتر شريعتى، مثل هر متفكر ديگرى قابل نقد است ولى تصويرى كه عده اى از ايشان ساختند كه مثلاً او يك آدم ضد آخوند و ضد حوزه بوده ، چون كراوات ميزده و ريش اش را از ته ميتراشيده يا چون در غرب درس خوانده ، تصوير درستى از شريعتى نيست.نسل قبل ميدانند كه برجسته ترين نكته در وجود شريعتى ، سوز و شور شيعى و درد دين اش بود. اشكالات معرفتى بر او وارد است كه برخى بزرگان كه از دوستان او بودند، همان موقع آن نقد ها را مطرح كردند.

خيلى از چهره سازى هاى منفى كه از دكتر شد،كار دشمنان انقلاب اسلامى بود و هدف آن مصادره چهره هاى انقلاب به نفع خود بود.

شريعتى در آخرين نوشته هايش ، اسم امام ،مدرس و … را چندين بار مياورد و ميگويد همه اميد اين نسل به نجات، به خلوص و قدرت روحى و پايگاه مردمى اين دسته از روحانيت و رأس شان امام بستگى دارد. گرچه اين تيپ از روحانيت را نماينده فضاى حاكم بر حوزه نميداند و ميداند كه ممكن است با اين مجاهدت ها مرجعيت و مشروعيت علمايى اين گروه از روحانيت ،در صنف خودشان به خطر بيافتد.

چون ايشان به منزل ما رفت و آمد داشت، ابوى ما نقل ميكرد كه وقتى شريعتى از زندان آزاد شده بود، ميگفت ساواك من را شاخه چپ و زبان دانشگاهى خمينى ميداند و يكى از اتهامات من براى زندانى شدن ، اين بود كه من مقلّد آيت الله خمينى هستم و من به آن افتخار ميكنم.

ميگفت يكى از كسانى كه عليه من كتاب مي نوشت و ميخواست ثابت كند كه من بى دينم، يكى از اتهامات من را مقلد خمينى بود، عنوان ميكرد. يكى از آن مقدس هايى بود كه امام را قبول نداشت و طرفدار جدايى دين از سياست بود. شريعتى ميگفت من با خودم گفتم عجب منتقد مفيدى و عجب اعتراض خوبى ، امتياز من را به عنوان اتهام ميشمارد.بالاترين افتخار من است كه مقلد امام باشم. و گفته بود كه هدف من از نقد گروهى از روحانيت، دفاع از جبهه صالح روحانيت است. و خب اين كارى است كه خود امام در رأس همه انجام داد.

مثلاً امام تعابير اسلام ناب و اسلام آمريكايى را داشت و شريعتى تشيع علوى و تشيع صفوى را بكار ميبرد. ممكن است در تعبيرات و مصداق ها، افراط يا اشتباه شده باشد، اما اصل مسأله يك بدعت نبوده. تند تر از شريعتى، خود آقاى مطهرى روحانيت را نقد ميكرد. شما تعابير آقاى مطهرى را برويد ببينيد در اين باب.
اشتراكات بين متفكرينى كه گفتمان انقلاب اسلامى را ساختند، زياد است. ما بايد روى اشتراكات تكيه كنيم و روى تفاوت ها هم فكر كنيم و نقد كنيم اما نقد كردن يك متفكر مسلمان انقلابى نبايد به مفهوم نفى تمام ارزش هاى او باشد.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *