استاد رحیم پور ازغدی

استاد رحیم پور ازغدی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

استاد رحیم پور ازغدی:

در عمليات خيبر در شرق دجله ، چهل كيلومتر در عمق خاك دشمن بوديم. پشت سر سى كيلومتر باتلاق بود. كمبود مهمات داشتيم ، جورى كه روز دوم و سوم عمليات ، بچه ها در خاك دنبال فشنگ ميگشتند و غذا براى خوردن نبود. بچه ها رفته بودند از ده همايون كه يك روستاى عراقى خالى از سكنه در شرق دجله بود، نان خشك و كپك زده آورده بودند و هر پنجاه متر پشت خاكريز ريخته بودند تا هركس ضعف كرد يك كمى از اينها را سَقّ بزند.بعضى رزمنده هاى روستايى هم ، گاوهايى كه آنجا بود را ميرفتند ميدوشيدند و شير را در قمقمه هايشان ميرختند.
خلاصه فضاى عجيبى بود، بمباران شيميايى هم شد و شهيد و مجروح بود كه پشت خاكريز افتاده بود، واقعا ديگر فرد سالم كم پيدا ميشد. افسر عراقى كه اسير ما شده بود و وضعيت ما را پشت خاكريز ديده بود، گريه ميكرد و ميگفت شما همين تعداد هستيد؟! همين چند صدتا بچه !؟ كه دو سپاه كامل عراق را چند روز است اينجا معطل كرده ايد؟! اين دو سپاه ميخواهند به هم دست بدهند اما شما چندصد نفر نگذاشته ايد. از سه طرف در تهاجم تانك بوديم، از بالاسر آتش هليكوپتر بود و آنروزها ميگفتند كه عراق يك ميليون گلوله توپ و خمپاره روى سر ما ريخته است…
من خودم در آنجا زخمي شدم، ظرف سه چهار ساعت ، سه بار تركش خوردم ،اينقدر كه آتش سنگين بود، وقتى روى زمين سينه خيز ميرفتيم تركش ميخورديم، بمباران شيميايى شد ، حتى چندبار جنگ تن به تن شد ، جورى كه ما صداى عراقى ها را ميشنيديم، در اين فضا من بچه اى را ديدم كه داشت شهيد ميشد، شكمش پاره شده بود و استخوان پايش برگشته بود و آمده بود نزديك صورتش و در حال احتضار بود، در همان حال رو كرد به ما و بقيه بچه هايى كه مجروح افتاده بودند اطرافش و گفت: ” ما كه نميدانيم چه كسى ميرود عقب و چه كسى شهيد ميشود، شايد هم همه شهيد شويم ، اما هركس رفت عقب به امام بگويد كه ما را ببخش كه اين خاكريز را نتوانستيم نگاه داريم
” !!! “امام و تغيير نظام حاكم بر جهان”سال١٣٨٦

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

یک پاسخ به “استاد رحیم پور ازغدی”

  1. مدافعان حرم گفت:

    سلام؛
    تنم میلرزه،یه عمل ساده تاندون رو نمیدونیم چه زجری بکشیم،
    حالا اگه امروز بودن به نظرتون به صورت ما تف نمیکردن(البته ادب اینها خیلی زیاد بود خواستم منظور رو برسونم.)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *