استاد رحیم پور ازغدی

استاد رحیم پور ازغدی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
استاد رحیم پور ازغدی:

اگر در گذشته، چپ هاى انقلابى در سراسر دنيا از مذهب فرار ميكردند، بعضى شان واقعاً از پاپ و مسيحيت منحط فرار ميكردند، نه اينكه لزوماً از معنويت فرارى باشند، در دسترس نبودن يك رهبرى دينى درست ، در ايجاد موج فرار از مذهب كه در آن دوره ها بوجود آمده بود،خيلى مؤثر بود و كسانى كه الان از دين گريزى صحبت ميكنند، آن دوره ها را نديده اند و نخوانده اند، در آن دورانها در دانشگاههاى كشورهاى اسلامى و در خود ايران ، يكنفر اگر نماز ميخواند، انگشت نما ميشد، يكى اگر ماه رمضان جرأت ميكرد روزه بگيرد، به رفقايش نميگفت من روزه ام، وقتى سيگار تعارفش ميكردند، ميگفت ميل ندارم، يك همچنين دورانى بود… و پاپ سمبل مذهب سازش، سمبل امضاء مذهب پاى ظلم و نابرابرى بود

زمان گروگان گيرى در لانه جاسوسى پاپ نماينده اش را فرستاده بود ايران كه پيش امام شفاعت كنند تا گروگانها رها شوند، امام دو تعبير زيبا به نمايندگان پاپ گفته بودند، همين چندسال قبل يك سمينارى بود در كانادا، يك جمعى از پروفسورها و اساتيد كانادا، اروپا و آمريكا ، آمده بودند به دانشگاه تورنتو، يك پروفسورى مسنى از آمريكا آمده بود كه آدم با اخلاق و باشرفى بود، ميگفت من خاطره اى از امام دارم، گفت من جزء آن هيئتى بودم كه از طرف پاپ آمدم به ديدن امام، امام دو حرف به ما در آن جلسه زد، اول اينكه گفت :” من از شما ميخواهم كه مسيحى باشيد” يعنى شما مسيحى حقيقى هم نيستيد،وقتى در دنيا ،كنار ظلم مى ايستيد و ثانياً از آقاى پاپ سوال ميكنم كه تو دومرتبه آدم فرستادى اينجا براى شفاعت، كه هر دو براى دفاع از ظالم بوده، چرا يكبار براى دفاع از مظلوم حرفى نميزنى؟!

وقتى مذهب فراگير آن دوران ، اين مذهب آقاى پاپ بود، جنبش انقلابى اش هم ، دين گريز ميشد، اما از وقتى فرهنگ عاشورايى آمد توسط اين انقلاب، و در دنيا مطرح شد، هم تعريف مذهب تغيير كرد و هم تعريف مبارزه و عدالت خواهى، بسيارى از كسانى كه در تاريخ بشر،اهل مبارزه و ضد ظلم بودند و بى دين شدند، با چنين دينى و چنين مردان دينى مواجه نشده بودند، يكى از اهل فكر يك وقتى به من ميگفت، من با يكى از اين پير كمونيست هاى پشيمان ايرانى كه احتمالاً الان ديگر فوت شده ، صحبت ميكردم، به من ميگفت ، زمانى كه ما ماركسيست شديم، دورانى بود كه از مذهب چيزى نبود الا قمه زنى و يك مقدار دروغ هايى كه بعضى ها در روضه ها ميخواندند كه نميشد باور كرد، ميگفت ما از چنين مذهبى فرار كرديم، ما كجا ديده بوديم مذهبى كه در سال پنجاه و هفت در صحنه آمد؟،درواقع ما قربانيان عصر جاهليت به مذهب بوديم

“حق را به قدرت بايد داد؟يا قدرت را به حق؟” سال٨٤

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

یک پاسخ به “استاد رحیم پور ازغدی”

  1. مدافعان حرم گفت:

    سلام؛
    باید باحق بود چه در قدرت چه در غیر قدرت.
    انشاا… که با حق باشیم.
    (( اللهم عجل لولیک الفرج ))

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *