استاد رحیم پور ازغدی

استاد رحیم پور ازغدی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
استاد رحیم پور ازغدی:

خيانت يك مسأله تدريجى است، شمر يكمرتبه شمر نشد، شمر از خط مقدم جبهه على بن ابى طالب آمد به خط مقدم جبهه يزيد، شمر جزء افسران على بن ابى طالب بود در جنگ صفين، شمر در كنار حسن و حسين (علیه السلام) با معاويه جنگيده بود، بعد شمر ميشود افسر يزيد كه در كربلا سر امام حسين را ميبرد!، اين يكى هم نبود، من ده بيست تا اسم دارم كه اينها جزء اصحاب امير المومنين بودند و در كربلا دستشان به خون حسين آلوده شد، همه ما هم ممكن تدريجى و يواشكى شمر شويم، اگر از اول هم به ما بگويند كه تو بيست سال ديگر چنين آدمى خواهى شد، باور نميكنيم،

مساله خيانت به ارزشها و انقلاب، يك غده بدخيمى است كه هم آنموقع بوده و هم الآن ، كه كم كم رشد ميكند، هيچكس خائن به دنيا نمى آيد، همه كم كم خائن بار مى آيند، يك مثال بارز آن هم ، همين كربلا است، بسيارى از جلاد هاى كربلا ، قبلا سوابق خوبى در اسلام و جهاد براى آن داشته اند، اصلا بعضى شان رزمنده بودند، در ركاب على بن ابى طالب جنگيده بودند، كه اگر آنموقع تير بجاى اينكه به بازويشان بخورد، به گلويشان خورده بود، الآن جزء شهداى اسلام بودند، ولى حالا در كربلا دارند سر امام حسين را ميبرند

امام حسين همه اينها را ميدانست، اصحابش هم ميدانستند، البته حس ششم اصحاب حسين ميپرسيد كه چرا ايشان با اين همه عجله دارد ميرود به سمت كربلا، ولى حس هفتمى هم در كار بود كه به آنها ميگفت چيزى هست ، مهم تر از نفس حاكم شدن، كه بايد اول تامين شود و آن اصولگرايى در حاكميت است، اين ضرورت اول است، چرا ضرورت اول است؟ براى اينكه نه حقيقت و نه عدالت، تابع قراردادها و آراء ما نيستند، قراردادى نيستند، وقتى دشمنان اسلام در لباس دوست وارد نرخ گذارى ارزشهاى انقلاب و حكومت دينى شدند، و عده زيادى از مردم هم سياهى لشگر و بى تشخيص بودند و هر بادى به بادبانشان ميوزيد، به آنطرف حركت ميكردند و دينشان را عوض ميكردند، آنجا لازم بود يك كسى، يك كس معتبرى به اين اوضاع بگويد، نه! و امام حسين سلام الله عليه ، گفت نه!

“حسين عقل سرخ ١” سال٨٠

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *