آواتار و زندگی دوم (قسمت اول)

آواتار و زندگی دوم (قسمت اول)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

آواتار و زندگی دوم (قسمت اول):

سخنرانی دکتر حسن عباسی:

این آواتار چیست؟

اسطوره ای است که ما در آن فضا از خودمان می تراشیم و باید بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاده است که بشر احساس نیاز کرده و از خودش یک آواتار ساخته است. دلیل اهمیت این موضوع این است که SECOND LIFE یا زندگی دوم جزئی از سبک زندگی آمریکایی است.
به گزارش کمیته رسانه مرکز مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی ، دکتر حسن عباسی رئیس موسسه بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز و اندیشکده یقین با حضور در جمع دانشجویان حاضر در اردوی ضیافت اندیشه به سخنرانی پرداخت متن سخنرانی وی در ذیل می آید:
برای اینکه مخاطرات مسئله زندگی دوم کاهش پیدا کند و حتی تبدیل به فرصت شود، از خود نفس انسان که در معرض این قضیه است و بهتر این موضوع را ادراک می کند و می فهمد می توان کمک گرفت و ابعاد بنیادین این موضوع را مورد ارزیابی قرار داد.برای این منظور هر چند که درsocial network ساختار شبکه های اجتماعی امروز و تمدن 500 میلیون نفری فیس بوک امید است که با در نظر گرفتن قاره اروپا از نظر جمعیت آرام آرام به قاره آسیا وارد شود و اما موضوعsecond life یا زندگی دوم اهمیت، حساسیت و مسائل ویژه خاص خودش را ایجاد کرده که ما در بعضی از طبقه های اجتماعی ابعادش را می بینیم.
بیشتر مطالبی که بیان می کنم ناظر به چارچوب های خود تحلیل گران غربی در مورد second life است. اگر رصد فرهنگی و جریان شناسی فرهنگی کنیم امروز یکی از مهمترین نکات، موضوع زندگی دوم است و برای اینکه این موضوع در آینده به چالش جدی زندگی ما تبدیل نشود از همین امروز که هنوز ما با آن خیلی درگیر نشده ایم باید چاره ای اندیشید. سوال اینجاست که با این پدیده چه باید کرد؟ در سال 1979 و 1980 و همزمان با وقوع انقلاب اسلامی نویسنده کتاب موج سوم گفته بود که در آینده کلبه الکترونیک شکل خواهد گرفت و بعدا این جمله را تحت عنوان کلبه دیجیتالی کامل کرد. امروز کلبه دیجیتالی محقق شده و شما می دانید که هرکس که بوسیله کامپیوتر شخصی خودش می تواند به جامعه تمدنی دیجیتالی در فضای سایبر متصل شود و آن دوره ای که پیش بینی شده بود عملا محقق شده است.
اما نکته ای که برای ما حائز اهمیت است این است که کلبه دیجیتالی و زندگی در فضای سایبر فاقد معناست. کمیت در آن گسترده است اما معنا گوهر نایاب می باشد. اگر معنا را از زندگی بگیریم همان مشکلاتی که امروز انسان غربی با آن مواجه است و هر روز به جای اینکه مشکلاتش را با یک روحانی مطرح کنند با کلینیک های روانکاری مطرح می کنند و به روانشناسان مراجعه می کنند.اگر مسائل زندگی دوم در فضای سایبر را هم به این مشکلات اضافه کنیم سوال اینجاست که چگونه باید با آنها روبرو شد؟ و این نگرانی باید مطرح شود و چاره ای اندیشید. آشنایی با زندگی دوم اگر با نگاه فلسفی باشد صحبت از آواتار پیش می آید. یعنی وقتی شما صحبت از second life می کنید قبل از اینکه به زندگی دوم بپردازید و قبل از اینکه با سازوکار آن آشنا باشید باید به این مفهوم پاسخ دهید که میزان شناخت شما از آواتار چقدر است؟چون انسان در فضای سایبر برای خودش آواتار درست می کند. چه شده که ایالت متحده انیمیشنی به نام آواتار در 60 قسمت درست می کند. چه می شود که شما اسطوره ای از خودتان در فضای سایبر ایجاد کنید و با آن اسطوره زندگی کنید. پس وقتی پرسش فلسفی در مورد زندگی دوم مطرح است، نه در مورد زندگی است نه در مورد فضای سایبر بلکه در مورد مفهومی به نام آواتار است.
ا و باید بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاده است که بشر احساس نیاز کرده و از خودش یک آواتار ساخته است. دلیل اهمیت این موضوع این است که SECOND LIFE یا زندگی دوم جزئی از سبک زندگی آمریکایی است. امروز سبک زندگی آمریکایی یک دین است شما اگر دانشجوی فلسفه دین باشید اگر از شما بپرسند دین یعنی چی؟ می گویید راه و روش زندگی.
سبک زندگی آمریکایی امروز یک دین زمینی است. این دین زمینی به روش های مختلف ترویج می شود و بروز داده می شود از نوع روابط بین انسانها و نوع خوراک و پوشاک بگیرید تا مناسبات سیاسی و رسانه ای.این اجزا بروز و ظهور دین آمریکایی است. تفاوت دین آمریکایی با دین الهی این است که در دین آمریکایی اصالت از آن انسان است. وقتی اصالت از آن انسان شد و امانیزم مطرح شد بشر حق دارد و از آن به human right تعبیر می شود.به تبع حقی که هر انسان برای خودش قائل است یک نوع زندگی مخصوصی را برای خودش طراحی می کند. چون انسانها متکثرند و الان 6 میلیارد و 800میلیون انسان روی کره زمین زندگی می کند 6 میلیارد و 800 میلیون سبک زندگی مختلف وجود دارد.یعنی به این تعداد مدل زندگی داریم. و این باعث کثرت و پلورالیزم در زندگی خواهد شد. این کثرت در زندگی همان شیوه زندگی آمریکایی است.
در مقابل دین الهی حق با خداست. وقتی خدا اصالت داشت، حق انسان با معیار الهی سنجیده می شود. چون خدا واحد است حق او هم یکی است.اعلام جهانی حق خدا در قالب قرآن بیان شده است که در مقابل دین آمریکایی قرار دارد. پس دین رو گرفتی (کپی) از حق خداست که برای تسهیل زندگی ما آمده است. با توجه به سبک زندگی آمریکایی وقتی شما وارد فضای سایبر می شوید دچار پلورالیزم شخصیت می شوید و می بینید که افراد مختلف از خودشان آواتارهایی را تراشیده اند و با آواتارهایی که با خودشان هیچ سنخیتی ندارد در فضای مجازی زندگی می کند. فردی که مثلا موهایش سفید شده و پا به سن گذاشته از خودش آواتاری می سازد که جوان است. که این جوان انطباقی با خود فرد در عالم حقیقی ندارد.
پس دو مسئله است: یکی اینکه یک قاعده برای زندگی وجود ندارد و زندگی متکثر است. حال وقتی در فضای سایبر رفتیم این افرادی که هر کدام سبک زندگی متفاوتی دارند هر کدامشان در فضای سایبر یک شخصیت اسطوره ای برای خودشان درست می کنند . این اسطوره نماد است. مرحوم شریعتی سخنرانی دارد که می گوید : “علی حقیقتی بر گونه اساطیر”. فردی مثل ابوالقاسم فردوسی نمی تواند همزمان رستم باشد، سهراب باشد، رودابه و سودابه باشد. لذا می آید و این شخصیت ها را در اسطوره اش به کار می برد.اما علی حقیقتی است بر گونه اساطیر یعنی علی به عنوان پدر، به عنوان همسر، علی به عنوان پیرو پیامبر، به عنوان کسی که شیر روز و زاهد شب است. هرکجا که وارد زندگی امیرالمومنین بشوید حضرت آنجا حقیقت دارد. خیلی ها هستند که در یکی از این زمینه ها خوبند. یک فردی پدر خوبی است ولی معنایش این نیست که همسر خوبی باشد. همه خصیصه های مثبت در کسی جمع نمی شود اما آنجا تاکید می کند که علی حقیقتی است بر گونه اساطیر. همان که انسان نمی تواند باشد در بیرون برای خودش می تراشد. امروز دیگر با این موضوع مواجه نیستیم که فردی مثل فردوسی پیدا شود و اسطوره ها را بنویسد بلکه هرکس اسطوره خودش را می سراید. حماسه ای است که در آن آواتار شخص وجود دارد. مفهوم آواتار در فضای سایبر این است که شمایی که وارد فضای سایبر شدی برای خودت یک اسطوره بساز و آن را بروز بده.
این زندگی دوم سه مسئله را باعث شده است: اول مسئله اخلاقی، بعد فلسفی و سوم مسئله امنیتی. و این مفاهیمی است که خودشان تحلیل کردند و تحلیل ما نیست. آواتار یک لغت سانسکیریت است که در زبان هندوها مطرح است. بعد وارد چین شد و مذهب تائو هم این واژه را پذیرفت و بر این تاکید داشت که آواتار هر چند صد سال یکبار در یک حقیقت بیرونی تجلی می کند. ابعاد این هم این است که یا در یازده حیوان حلول می کند یا در یک انسان. حیواناتی مثل مار، لاک پشت و گاو . وقتی در انسان حلول کرده است این آواتار نجات دهنده بشریت می شود. این شباهت زیادی با موضوع مهدویت ما دارد. از این مسئله الهام گرفتند و در فضای سایبر برده اند. به هرکس که چنین شخصیتی برای خودش درست کند می گویند اسم آن را آواتار بگذار. یعنی این شخصیت منجی خودت است. پس به جای اینکه این حقیقت در یک انسان حلول کند (با توجه به مکتب تائو) در تک تک انسانهایی که در فضای سایبر فعالیت می کنند متجلی می شود و هر فردی یک آواتار می شود و آن آواتار منجی بشریت است و شما تکثر منجی بشریت را نتیجه می گیرید.
فرد در SECOND LIFE باید یک زمین بخرد و کنار ساحل ویلا درست می کند و خانه را طوری طراحی می کند که دوست دارد. داخل فضای سایبر یک نفر را پیدا می کند و با او ازدواج می کند. در آنجا ریزترین مسائل شخصی زندگی وجود دارد و با هم ارتباط عاطفی دارند. همه مسائل هست پس نمی توانند جدای از هم زندگی کنند و روزانه باید 8 تا 10 ساعت پای کامپیوتر باشند. اما در ایران چون دسترسی به این فضا امکان پذیر نبوده این روش با بازی سیمز در ایران و در بین جوانان رواج پیدا کرده است اما چرا دختران بیشتر گرایش دارند چون از وضعیت خودشان راضی نیستند یعنی از دختر بودن خودشان راضی نیستند و دوست داشتند پسر باشند و دوم اینکه حتی آن هایی که از این وضعیت خود راضی هستند از زن بودن خوشان راضی نیستند نتیجه طبیعی این است که می روند در فضای سایبر و برای خودشان کاراکتری ایجاد می کنند آنطور که خوشان دوست دارند.این اشکالش در این است که انسان به آن شخص غیر واقعی خودش علاقه مند می شود و از خود اصلی اش نفرت پیدا می کند؛ هرقدر این شکاف روحی روانی بیشتر شود انسان خودش را آن آواتار خود می بیند نه آنگونه که واقعا هست. در نتیجه بیماری بوجود می آید؛ این بیماری امروز گریبان غرب را گرفته است که بی بی سی هم یک گزارش هفت روزه تهیه می کند.روانشناسان معتقدند که تحریک جنسی از طریق دیدن فقط برای آقایان رخ می دهد نه برای خانم ها که این مسئله امروزه رد شده است. چارچوب بحث این است که در این قضایا این خانواده می پاشد و این افراد برای خودشان آواتار درست می کنند و مسئله این است که چرا این خانمی که میان سال است از خودش یک دختر هجده ساله درست می کند؟ یا آقایی که موهایش ریخته است یک شخصیتی مانند بوروسلی یا آرنولد درست کند؟ اسم این فیلم مستند زنای محصنه در فضای سایبر در زندگی دوم است. هدف بی بی سی این نبوده که چون خانواده های غربی در حال پاشیده شدن هستند این فیلم را بسازد و هشدار دهد اصلا خانواده برای اینها مهم نیست. بخاطر بیماری هایی است که گریبان گیر این افراد می شود. از اینکه این خانم و دو مرد دیگر نشان می دهد حاکی از این است که اینها مریضند و منقطع صحبت می کنند. در واقع معتقدند که در عصر جدید بیماری بدی بوجود آمده که گریبان گیر مردمی شده که در زندگی دوم ایفای نقش می کنند. پس در زندگی دوم بیماری های اخلاقی پدید می آید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *